سختي آن از اين بابت است كه نسل امروز جنگ تحميلي جريانات و مسائل آن را نمي شناسد و نمي داند. اين جريان شناسي خودش واقعاً احتياج به مبناي درسي دارد. اي كاش دو واحد دانشگاهي مي شد برايش گذاشت. ولو اينكه علوم سياسي را نخواهد، پاس كند، دانشجو بايد نهضت آزادي، حزب توده، منافقين و جريانات مجاهدين خلق، حزب فرقان و احزاب مسلح، غيرمسلح و چپي ها چه آنهايي كه مبارز و دست به سلاح شدند و چه كساني كه فقط در حد تفكر باقي ماندند و جريانات ليبراليستي را بايد بشناسد. بعد از اين قصه تازه باید بيايد دوران دفاع مقدس را بشناسد. بارها عرض كرديم اینکه میگویند "جنگ ايران و عراق"، این، دروغ است. چيزي كه بر ما تحميل شد هجمه همه استكبار جهاني عليه ما بود. اتفاقات ريز و درشتي به وجود آمد. دست به دست همديگر دادند اما نتوانستند شما را بشكنند. اين را اگر بچههایمان آموزش نبينند، از همه اين سوراخهايي كه ده بار نيش زده شديم و تجربه كرديم، دو مرتبه كه نه ده مرتبه گزيده خواهيم شد
نتوان گفت که اين قافله وا مي ماند
خسته و خفته از اين خيل جدا مي ماند
اين رهي نيست که از خاطره اش ياد کني
اين سفر همره تاريخ به جا مي ماند
دانه و دام در اين راه فراوان اما
مرغ دل سير ز هر دام رها مي ماند
برويد اي دلتان نيمه که در شيوه ما
مرد با هرچه ستم هر چه بلا مي ماند
این عکس متعلق به زمانی است که حرمین شریفین تحت تولیت ترکهای عثمانی قرار داشت و قبور 4 امام اهلبیت(ع) دارای گنبد و حرم و بارگاه بود. "بقیع الغرقد" یا "قبرستان بقیع" در نزدیکی مسجد و منزل پیامبر(ص) قرار دارد و گفته شده است اولین کسی که به توصیه پیامبر(ص) در بقیع دفن شد «جناب عثمان بن مظعون» بود که از اصحاب خالص پیامبر(ص) و ارادتمندان امیرالمؤمنین علی(ع) به شمار میرفت. سپس برخی از شهدای اُحُد در این محل دفن شدند و بر شرافت آن افزوده شد. پیروان مکتب اهلبیت(ع) به دلیل آنکه پيکر مطهر چهار امام معصومشان ـ امام حسن مجتبي، امام سجاد، امام محمدباقر و امام جعفر صادق (عليهم السلام) به همراه فاطمه بنت اسد مادر و امالبنين همسر اميرالمؤمنين(ع) و اسماعیل فرزند امام صادق(ع) ـ در اين قبرستان مدفون است به آن توجه دارند. "بیت الاحزان" یعنی مکانی که حضرت فاطمه زهرا(س) در آن برای پدر بزرگوارش(ص) و نیز ستمهایی که بر وی و همسرش رفته بود میگریست نیز در همین مکان قرار دارد. وهابیان پس از تضعیف امپراتوری عثمانی و پیروزی بر «شرفای حاکم بر حجاز» و تسلط بر مدینه، در ۸ شوال سال ۱۳۴۳ قمری (ماه می 1925 میلادی) قبور و بارگاه چهار امام معصوم را ویران کردند. آنها حتی قصد خراب کردن حرم پیامبر(ص) را نیز داشتند که به دلایلی موفق به این کار نشدند. پس از استیلای آلسعود سختگیریهای زیادی برای زیارت این مقبره مقدس به وجود آمد که تا امروز ادامه دارد.
در حالی که رسانه های ضد انقلاب بنابر دستورالعمل های مشخص، نهادهای مقدس نظام مانند بسیج را همواره مورد آماج حملات خود قرار می دهند، در تازه ترین اقدام رئیس تازه منصوب شده این سازمان که به اعتقاد بسیاری از همرزمانش یکی از پاک ترین و مردمی ترین فرماندهان دفاع مقدس است در تیر رس این تهاجمات قرار گرفت.

وی تحصیلات ابتدایی و متوسط را در دبستان و دبیرستان اسلامی قدس واقع در خیابان منیریه تهران پشت سر گذاشت و با توجه به تحصیلات جهشی سه كلاس در یك سال در سال 1356 در سن 16 سالگی موفق به اخذ دیپلم شد.
پس از ورود به دانشگاه گیلان كه در آن زمان توسط اساتید آلمان غربی اداره و فضای ماركسیستی در حوزه دانشجویی آن حاكم بود به كمك شهید بهمن طباخی و چند تن از دانشجویان مذهبی دیگر انجمن اسلامی این دانشگاه را تاسیس كرد و نقش بسزایی در هدایت فعالیتهای انقلابی و مذهبی دانشجویان و مردم در استان گیلان داشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در خرداد ماه 1358 بلافاصله پس از صدور فرمان تاریخی امام خمینی (ره) برای تشكیل جهاد، با كمك جمعی از دوستان دانشگاهی و فعالان اجتماعی رشت، جهاد سازندگی استان گیلان را تاسیس كرد. هنوز دو ماه از تاسیس جهاد سازندگی نگذشته بود كه موج توطئه گروهكهای ماركسیستی و منافقین برای به آشوب كشاندن استان و ناامنسازی جنگلهای شمال آغاز شد و بدنبال درخواست فرماندهان وقت سپاه كه در معرض حمله گروهكها واقع شده بودند، همزمان با فعالیتهای جهادی بصورت بسیجی و داوطلبانه وارد سپاه شد و مسئولیت فرهنگی سپاه گیلان را بر عهده گرفت.
مسئول اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
به دنبال اوج گیری توطئههای گروهكی و با اصرار شهید انصاری استاندار وقت گیلان، برای خنثی كردن توطئههای آن دوران به مسئولیت اطلاعات سپاه منصوب شد و فعالیت وی در این سمت تا سال 1360 ادامه داشت.
بدنبال فروكش كردن آشوبهای مذكور به غرب كشور رفت و به معاونت اطلاعاتی شهید بزرگوار محمد بروجردی كه در آن زمان فرماندهی سپاه در غرب كشور منطقه 7 را بر عهده داشت، منصوب شد.
سردار نقدی از بنیانگذاران قرارگاه حمزه سید الشهداء (ع) در شمال غرب كشور بود و پس از تصویب و شكلگیری این قرارگاه به سمت معاونت اطلاعات آن منصوب شد.
در سال 1363 و بدنبال تشكیل وزارت اطلاعات و انتقال امور اطلاعاتی كشور به آن وزارت، از فعالیتهای اطلاعاتی كناره گرفت و قرارگاه جنگهای نامنظم غرب و شمالغرب كشور را بنیان نهاد و با سازماندهی نیروهای مردمی عراق و عشایر كرد و عراقی و با ایجاد پایگاههای متعدد چریكی در عمق خاك عراق با انجام عملیات گسترده و مكرر پارتیزانی و در استانهای شمالی آن كشور جبهه جدیدی را روی ارتش صدام گشود.
در سال 1365 و بدنبال تغییر استراتژی كار در عراق از "كار با مردم به كار با گروهای سیاسی "، علاقهای به این استراتژی نشان نداد و با واگذاری مسئولیت خود به دیگران به جبهههای جنوب رفت.
بمناسبت سالگرد آیت الله مرواید
رهبر معظم انقلاب در حوزههاي علميه، همواره روابطي گرم و صميمي با حوزويان سراسر کشور و بهويژه مراجع تقليد و آيات عظام داشته و دارند. در اين ميان روابط نزديک ايشان با علماي برجستهي مشهد مقدس، به واسطهي سالها اقامت و تحصيل و تدريس ايشان در اين شهر، نمودي بيشتر دارد.


ما در ره دوست نقض پيمان نكنيم
گر جان طلبد دريغ از جان نكنیم
دنيا اگر از يزيد لبريز شود
ما پشت به سالار شهيدان نكنيم"
حاج سعید قاسمی با اشاره به جلسه هنرمندان با مقام معظم رهبري و انتقادات برخی افراد در این جلسه، توضيحاتي داد. وي در این توضیحات به حواشي آن جلسه نیز پرداخت که متن كامل اين سخنان در ادامه مطلب آمده است:

خدايا اگر دستبند تجمل نمي بست دست كمانگير ما را
كسي تا قيامت نمي كرد پيدا از آن گوشهي كهكشان تير ما را
ولي خسته بوديم و ياران همدل
به ناني گرفتند شمشير ما را
ولي خسته بوديم و مي برد طوفان
طلا را كه مس كرد ديگر ندانم
چه خاصيتي بود اكسير ما را"

بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسی و گروههای سياسی انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلی از رفتارهای ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضی از كارها از روی بیبصيرتی است.
لطفا جزوه طرح تحقیق را لینک زیر دانلود کنید.
چند روز پیش که گروهی از بچه های دسته ششم و هفتم پایگاه را برای برنامه نماز جماعت ظهر و عصر آقا به بیت رهبری برده بودیم، دو نفر از بچه های نوجوان به نام علیدادی و بهرامیان با تلاش خود به طرف آقا رفتند و با گریه چفیه آقا را برای تبرک درخواست کردند....
.jpg)
آقا هم با مهربانی، آنها به طرف خودشون برده بود و در حالی که یکی از بچه ها به شدت گریه میکرد، چفیه مبارکشون رو با لبخند هدیه کردند.....
.jpg)
حالا بچه های دیگر هم چفیه میخوان!

ثبت نام ترم پاییز طرح صالحین از ۲۲ شهریور به مدت ۱۰ روز انجام خواهد گرفت، علاقمندان میتوانند همه روزه به دفتر ژایگاه بسیج معراج مراجعه نمایند.
عناوین برنامه ها:
ـ شامل کلاس های معارف اسلامی و احکام
-کلاس های قرآنی{تجوید٬روخوانی٬معارف}
کلاس های تقویتی مخصوص ایام امتحانات
ورزش{فوتبال٬استخر و ...}
اردوهای تفریحی و زیارتی .

روايتها و دعاهاي موجود نشان ميدهد كه ماه مبارك رمضان، ماه ديدار با دلدار و نه تنها صرف ديدار، كه خلوت با يار است و بهترين كار در اين شهر و در اين ماه، رعايت آداب خلوت با يار است.
ادب اول، "فراغت وقت " و ادب دوم، "فراغت قلب " است و اينكه زمان را براي او خالي كني و جز به يار به چيز ديگر و كس ديگر نينديشي و كس ديگري جز او در دلت نباشد، همان گونه كه گفتهاند زماني را براي نماز اختصاص بده كه در آن زمان، اگر دنيا و مافيها را به تو بدهند برايت فرق نكند.
از امام صادق "ع " نقل شده است كه: "في التورات مكتوب: يابن آدم! تفرق لعبادتي؛ املا قلبك غني و لا اكلك علي طلبك و علي ان اسد فاقتك و املا قلبك خوفا مني. " در تورات نوشته شده است كه خداوند فرمود: اي فرزند آدم! فارغ كن وقتت را و قلبت را براي عبادت من، تا:
1- دلت را از بي نيازي پر كنم و نگذارم محتاج هيچ كسي بشوي؛
2- تو را به خواسته هاي نفسانيت وا نمي گذارم تا اسير آنها بشوي؛
3- بر خودم واجب مي دانم كه راه نيازمنديهايت را ببندم و هر حاجتي و كاري كه داشته باشي خودم برايت انجام ميدهم؛
4- قلبت را از خوف خودم سر شار مي كنم تا از هيچ كس و هيچ چيز ديگر ترسي نداشته باشي. (راستي خجالت دارد كه خداوند بفرمايد من خدمتگار تو مي شوم تا نيازهايت را رفع كنم و ما همچنان رو به سوي ديگران داشته باشيم و حاجاتمان را از غير او بخواهيم يا در وقت حضور ، حواسمان به كسي جز محبوب باشد)!
تبدیل بسیج از فرصت به تهدید برای نظام!

در بحبوحه تظاهرات مخالفان ناگهان سر و کله شان پیدا می شود. آنها در میان حامیان گروه های مخالف منفورند. بدنبال انتخابات جنجالی 12 ژوئن و در شرایطی که محمود احمدی نژاد بدنبال تثبیت قدرت خود است، بسیج اصلی ترین نیروی حامی اوست. گاهی بسیجی ها با موتور، باتوم و گاهی اسلحه به تظاهرکنندگان هجوم می آورند.
گاهی با لباس های شخصی به میان مردم می روند و منتظر حمله می شوند. یکی از تاکتیک های آنها حمل چاقو و تیغ های کوچک برای ضربه زدن از پشت به تظاهرکنندگان است. بسیاری از سنین 12 و یا حتی جوانتر استخدام می شوند. در دوره آموزشی طولانی خود عمیقا با ایدئولوژی جمهوری اسلامی آشنا می شوند.
امیر فرشاد ابراهیمی یکی از این بسیجی های جوان بود. او مدتهاست که بسیج را ترک کرده و از کشور گریخته است. او این دوره آموزشی را "شستشوی مغزی" می خواند.
"آنها هر شب یا هر هفته به مسجد می روند. آنقدر که واقعا باور می کنند معترضان و حامیان اپوزوسیون مخالف پیامبر ومحارب هستند. یعنی خونشان باید ریخته شود و کشته شوند."
او می گوید بسیجی ها قبل از سرکوب تظاهرکنندگان وضو می گیرند!
روشن است که بسیج سالهاست برای برخورد با ناآرامی های داخلی آماده می شود. این نقش بسیج با آنچه در گذشته و در خطوط مقدم جنگ ایران و عراق ایفا کردند متفاوت است.
امیر فرشاد ابراهیمی می گوید بسیجی ها نقش اخیر را با هیجان پذیرفته اند.
"احتیاجی نیست که به آنها گفته شود چه کنند. وقتی به آنها باتوم و یا اسلحه داده می شود، روشن است که چه باید بکنند."
اما به گفته امیرفرشاد ابراهیمی برخی بسیجی ها دچار تردید شده اند.
او می گوید حدود 10 تا 20 تلفن یا ایمیل از همکاران پیشین خود دریافت کرده که می خواهند بدانند چه کنند.
او می گوید: "برخی از آنها دچار ریزش شده اند." "نمی دانم چند نفر هستند. اما مطمئن هستم که خیلی از آنها از اتفاقات جاری خشنود نیستند." "اما سایرین همچنان سرسختانه حامی انقلابشان هستند. وضعیت بسیار پیچیده ای است."
"این بسیجی ها بخشی از ملت هستند و به تدریج خواهند دید که مردم خیابان همسایه ها و فرزندانشان هستند. نباید انتظار داشت که به مسئولین وفادار بمانند."
"من شنیده ام که خیلی از بسیجی ها بخصوص فرماندهانشان وقتی به منزل می روند با بچه ها و همسرانشان مشکل دارند. بسیجی ها ایدئولوگ های مخلوطی هستند. برخی بدنبال پول، برخی قدرت و برخی هم از خشونت لذت می برند. اما بسیاری از آنها هم اعتقادی واقعی دارند. برخی که اخیرا مصاحبه شده اند گفته اند معتقدند برای بهبود زندگی بشر فعالیت می کنند: "ما می خواهیم جهان را تغییر دهیم، جهان و همه مردم را از استبداد نجات دهیم و تنها در مسیر خدا قرار گیریم."این ایدئولوژی هم نقطه قدرت و هم نقطه ضعف بسیج است.با ادامه درگیری و کشمکش با اپوزوسیون شک و تردید هم بنظر می رسد به تدریج ظاهر می شود.نقطه عطف پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 هنگامی بود که ارتش دست از حمایت از شاه کشید.حاکمان جمهوری اسلامی به منظور جلوگیری از تکرار چنین سقوطی زحمات زیادی برای ایجاد یک کادر وفادار متشکل از بسیج و سپاه کشیدند.
اما با جوش و خروش کشور حتی وفاداری چنین نیروهایی نیز ممکن است زیر سوال برود!
منبع: BBC
مراسم پاياني نخستين جشنواره ملي تجليل از برترين سازمانهاي مردم نهاد جوان با عنوان جشنواره اتفاق در سالن اجلاس سران برگزار شد.
2480 سازمان مردم نهاد جوان در جشنواره شرکت کردند که 810 تشکل به عنوان برترين هاي استاني به دبيرخانه معرفي شدند. و از ميان تشکل هاي استاني 110 تشکل به عنوان برترينهاي کشوري شناخته شدند و 33 تشکل برتر تقدير شدند.
کانون جهادي رشد ايران، مؤسسه سيران پارس از استان بوشهر و پايگاه بسيج معراج تهران رتبه هاي اول تا سوم را در بخش ارائه خدمات کسب کردند.
در حاشیه این جشنواره نیز نمایشگاهی برگزار شده بود که پایگاه بسیج معراج با تشکیل غرفه ای، حضور فعال و پرنگی در این جشنواره داشت. دستیار ارشد رئیس جمهور آقای ثمره هاشمی و رئیس سازمان ملی جوانان با حضور در غرفه پایگاه بسیج معراج ضمن اطلاع از فعالیتهای مختلف پایگاه مطالبی ایراد نمودند.
با تشکر از تمامی اعضای پایگاه مقاومت بسیج معراج و تبریک بمناسبت این موفقیت که حاصل فعالیت های شبانه روزی آنها بوده است.
گزارش تصویری و خبر مفصل این برنامه به اطلاع خواهد رسید.


بعد ازظهر پنجشنبه بهشت زهراي تهران شاهد برگزاري دو برنامه متفاوت اما همزمان بود. نخست، مراسمی به دعوت ماهواره هاي فارسي زبان و همچنين برخي جريانهاي سياسي به بهانه گراميداشت چهلم برخی مقتولين اغتشاشات اخير در قطعه 257 بر سر مزار ندا آقا سلطان برگزار شد. در اين تجمع، حدود 200 نفره برخی چهره هاي سياسي شناخته شده و البته ناکام انتخابات اخیر مانند هادي غفاري، سيد حسین موسوي تبريزي و مهدي كروبي حضور داشتند که در نهايت نیز به اغتشاش و درگيري انجاميد.
درست کمی آن سوتر، در گلزار شهدا و در نزديكي سالن دعاي ندبه مراسمي كاملاً خودجوش در گراميداشت ياد و نام شهداي بسيجي فتنه اخير با حضور صدها نفر از مردم و خانواده هاي شهداي بسيجي برگزار شد. پس از قرائت زيارت عاشورا توسط مداحين و ذاكرين اهل بيت (ع) به دعوت حاضرين خانواده هاي شهدا از مهندس حاج سعيد قاسمي، وي سخناني را در گراميداشت شهدا و حوادث اخير بيان داشت.

چند نكته مي خواهم درباره حوادث اخير كه حضرت آقا از آن با عنوان "فتنه عميق" ياد كردند، بگويم:
نكته اول اينكه شرابط بهوجود آمده براي همه نيروها، دلسوزان انقلاب، خط امام و ولايت نگران كننده و دردآور است اما لازم است بگويم اين فتنه اگرچه براي نسل سوم و چهارم بسيار تكان دهنده و شوك آور بود و آنها را بهشدت مضطرب ساخت اما براي نسل ما كه بحران انقلاب را از زمان دهه 60 پشت سر نهاده ايم نگران كننده و خيلي دور از ذهن به نظر نمي رسيد و همچون يك گردنه ديگر در مسير انقلاب بود.
نكته ديگر اينكه بايد توجه داشته باشيم كه وارد يك مرحله جديدي از دوران انقلاب شدهايم، دوران جديدي كه انقلاب ما در حال يك پوست اندازي مجدد است و عن قريب از قطار انقلاب عده اي پياده میشوند و عده جديدي سوار میشوند.
در اين دوران جديد، بسیاری از معادلات قبلي برهم مي ريزد، مناسبات جديدي حاكم خواهد شد و انقلاب دچار اقتضا جديدي خواهد شد. اما بايد توجه داشت سنگ محك اين دوران جديد مثل هميشه تاريخ انقلاب، ولايت فقيه و امر ولايت است.
جا دارد اينجا يادي كنم از فرمانده دربندم، شير در زنجير، حاج احمد متوسليان فرمانده ولايي كه نظيرش را نديدم. حاج احمد به ما مي گفت اصولاً مبناي تبعيت پذيري چيست؟ مبنا "امر ولايت" است. يعني اگر كسي اين امر را رعايت نكند، خارج از موازين ولايت فقيه قرار مي گيرد و در نتيجه چنين فردي از حيث اعتقادي كافر است.

* محلي را كه براي جانبازان در نظر گرفته شده، به خاطر همان شوق جوانان كه در بالا ذكر شد، پر شده و جايي براي نشستن اسطورههاي مقاومت ملت كه اكثرا نيز صاحب مدالهاي علمي و وزرشي هستند، نيست. فردي از پشت ميكروفن درخواست ميكند كه با نام ولي عصر (عج) كمي به جلو بروند. فضا فراهم مي شود و البته جلوس سختتر. با آنكه جمعيت بسيار متراكم هستند، اما محل هايي مانند پشت ستونها كه امكان رويت رهبر انقلاب فراهم نيست، خلوت و بدون طرفدار است.
* علاوه بر سياسيون كه حضور آنها در تنفيذ حكم رئيس جمهور امري عادي است، ابتكاري نيز به كار رفته بود و برخي هنرمندان همچون محمدرضا شريفينيا، احمد نجفي مجيد مظفري و محمد صالح علاء به همراه برخي نمايندگان ورزشكاران مانند افشين قطبي، حسين رضازاده و محمد مايلي كهن در مراسم حضور داشتند.

* همين حضور هنرمندان باعث شكل گيري اجتماعات كوچك، اما منحصر بفردي شده بود. حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان، احمد نجفي و حسن قشقاوي سخنگوي وزارت خارجه يكي از اين اجتماعات بودند.
* ساعت به حوالي 10 كه ميرسد، همگان منتظر حضور رهبر معظم انقلاب و آغاز مراسم هستند. سفراي كشورهاي مختلف جهان در رديفهاي آخر و روي صندليها نشسته و در حال چك كردن دستگاههاي ترجمه همزمان خود هستند. تصويربرداران دل از اجتماعات فرهنگي، هنري و سياسي نميكنند.
* "آقا " ساعت 10:30 قدم به حسينيه بيت رهبري ميگذارند و رئيسجمهور منتخب مردم و رئيس قوه قضائيه در سمت چپ ايشان و رئيس قوه مقننه و دبير شوراي نگهبان در سمت راستشان قرار دارند. چند شعار در اعلام ولايتمداري كارگزاران نظام سر داده ميشود و سپس سرود ملي به صورت زنده اجرا ميشود. قرآن ميخوانند و بعد نوبت گزارشدهي وزير كشور است. رهبر انقلاب با دقت به آمارهاي محصولي گوش ميدهند.

يك امتحان هم براى مسئولان كشور است. قدر اين نعمت را بدانند. رئيس جمهور محترم و منتخب ما كه با آراء بالا، با يك نصاب بىنظير به اين مسئوليت بزرگ از سوى مردم گذاشته شدند و گماشته شدند، قدر اين نعمت را بدانند؛ شكر بگزارند. همكاران ايشان در دولت آينده قدر بدانند؛ قدر اسلام را، قدر ايمان را، قدر اين فروغى كه دلهاى اين مردم را روشن كرده است و آنها را به اين صحنه كشانده است. قدردانى از عظمت اين انقلاب اقتضاء ميكند كه مسئولان كشور همهى توان خود را، همهى تلاش خود را براى خدمت به مردم و براى پيشرفت به سمت اهداف انقلاب به كار بگيرند.

ابطحي اضافه كرد: هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدينژاد و مقام معظم رهبري را داشت؛ اينها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود.

متاسفانه باخبر شدیم که پدر شهید مسعود کلاهدوز نیز دارفانی را وداع گفت.
البته با تاخیر چند روزه از این خبر مطلع شدیم. پایگاه معراج درگذشت حاج روح الله کلاهدوز را به خانواده محترم کلاهدوز بویژه آقای احمد کلاهدوز (فرمانده اسبق پایگاه) تسلیت می گوید. انشاءالله در آخرت با فرزند شهیدش محشور گردد.
بمناسبت ایام شعبانیه اردوی زیارتی قم و جمکران ویژه هیئت پایگاه بسیج معراج در روز سه شنبه همین هفته (۶ مردادماه) توسط هیئت متوسلین به چهارده معصوم علیهم السلام برگزار میگردد. علاقمندان جهت شرکت در این برنامه به آقای سید امیر رضوی مراجعه و ثبت نام نمایند.

حلول ماه شعبان المعظم و اعیاد سعید شعبانیه را به تمام ولایت مداران تبریک عرض مینمایم.

پخش زنده روضه منوه حرم امام رضا علیه السلام
1- معرفت و شناخت امام(ع)
کسی که بر چشمه آبی وارد می شود، به اندازه ظرفی که به همراه دارد، از آن چشمه بهره می گیرد و زائری که به زیارت امام می آید به اندازه شناخت و معرفتی که دارد، از زیارت خویش سود می برد. پس پیش از هر چیز ، سطح شناخت و آگاهی خود را درباره امام بالا ببریم و قبل از ورود به میهمانی، صاحب خانه، خصوصیات اخلاقی و رفتاری او و نیز انتظارات و خواسته های وی را بشناسیم.
2- طهارت روحی
یکی از بزرگترین ویژگی های اهل بیت (ع) طهارت و پاکی آنان از هر گناه و کاستی است و دوست دارند که میهمانان آنان نیز ازگناه پاکیزه باشند. شایسته است که زائر امام، قبل از ورود به حرم ، بیشترین سعی خود را برای کسب طهارت و پاکیزگی روحی انجام دهد. برخی آلودگی های انسان مربوط به سستی در انجام واجبات، سهل انگاری در نماز و روزه و ارتکاب برخی محرّمات است که باید به درگاه خدا توبه کرد و به راستی تصمیم گرفت که گذشته را جبران کرده، در آینده به گناه و آلودگی نزدیک نشود.

مشهد بودم؛ تنها ساعتي از بامداد 26 تير گذشته بود كه خبر دادند مشايي معاون اول شده است. تا اذان صبح به دوستان زنگ زدم و اين پيشآمد ناگوار را تسليت گفتم.
با توجه به روحيهاي كه از احمدينژاد سراغ داشتم، ميدانستم كه از تصميمش عقبنشيني نميكند.
بعد ازماجراي الحاق سازمان حج و زيارت به گزدشگري و مخالفت صريح رهبري با اين اقدام مشايي و احمدينژاد، به صورت خصوصي با احمدينژاد صحبت كرده و گلايه شديد بچههاي حزباللهي را به او منتقل كرده بودم، اما پاسخ داد كه: "اينها القائات شيطاني است ".
با تكبر مشايي هم به خوبي آشنا بودم و ميدانستم كنار نميرود. چون به او هم چند روز بعد از انتخابات گفته بودم كه نبايد در دولت دهم باشي و با پوزخند پاسخ داده بود: "جاي من محكم است "
قبلا هم در مورد ماجراي دوست ناميدن اسرائيليها، قبل از آنكه اعتراضات بالا بگيرد، مشايي را كنار كشيده بودم و گفته بودم كه اين حرفت اشتباه است و نيروهاي حزباللهي بسيار گلايهمند هستند، اما با داد و هوار پاسخ داده بود: "به خاطر چند نفر كه نميشود مملكت را تعطيل كرد "

حالا در جريان معاون اول شدن مشايي، همه به شدت ناراحت بودند، اكثر خواص حامي احمدينژاد نگران و ناراحت بودند، حتي خود اعضاي هيئت دولت …
عدم توجه احمدينژاد به همه نگرانيهاي دلسوزانه، كار را به "آقا " رساند و آقا هم دستور دادند كه مشايي بايد برود اما آنچه نبايد اتفاق مي افتاد، اتفاق افتاد …
ماجراي اين روزهاي مشايي و احمدينژاد و عدم تمكين احمدينژاد به دستور رهبري و لحن نامههاي احمدينژاد و مشايي نكات و تحليلهاي فراواني دارد كه زياد به آنها پرداخته شده و ميشود و من نمي خواهم به آن نكات بپردازم، خلاصه حرفمان اين است كه …
ما هرچه داريم از ولايت و جانمان فداي "آقا "ست؛ حتي اصليترين علت حمايت ما از احمدينژاد هم به خاطر ولايتمداري او بود، چون بر خلاف خاتمي و هاشمي دست آقا را به نشانه ولايتمداري بوسيده بود؛ پس عدم اطاعت از رهبري و چنين لحني در مقابل وليفقيه زمان به هيچ وجه پذيرفتني نيست … كاش حداقل دست آقا را نميبوسيد تا انتظار ما از او به اندازه مقدار ولايتمداري روساي جمهور قبلي باقي ميماند …
ديگر به اختلاف نظرها در مورد اينكه واقعا مواضع و اقدامات مشايي خوب بوده يا بد، كاري ندارم اما نوع اقدامات و ادبيات احمدينژاد در نامهنگاريهايش به "آقا " و دهنكجي احمدينژاد به ارزشيهايي كه او را سركار آوردند، باعث شده كه نگاه من و ما به احمدينژاد ديگر آن نگاهي نباشد كه پيش از اين به او داشتيم …
در طول سالهاي گذشته چند بار عليه مشايي و اقدامات و اظهاراتش مطلب نوشته بودم اما اين بار عليرغم مخالفت شديد با اقدامات مشايي و حمايت بيجاي احمدينژاد، دستم به قلم نميرفت.
دستم به قلم نميرفت چون در اين مدت كوتاه بعد از انتخابات تلخيهاي زيادي به كاممان نشسته بود و تحمل تلخي روزافزون اين ماجرا را نداشتم…
اما حالا ديگر نوشتم چون تلخي نوشتن از خودخواهي احمدينژاد، قطعا كمتر از تلخي عدم فرمانبرداري از وليامر و وليفقيه زمان است …

ولايت فقيه، عامل وحدت و حركت و هدايت در نظام اسلامي است، و هر حركتي در نظام، تنها آنگاه مشروعيت مي يابد، كه در چهارچوب رهنمودهاي ولي فقيه حركت كند. بي توجهي به اين رهنمودها و عدم تمكين به اين آموزه ها، خالص ترين حركت ها را از حيز انتفاع خارج مي كند. تمكين و عدم تمكين به ولايت، به عنوان كليديترين آموزه ديني كه اسلام بر اساس آن بنا گرديده است، معيار ارزش گذاري افراد و جريان هاست. كه پايههاي دين با چيزي جز ولايت راست نميشود. افراد و جريانها حتي اگر قيمتيترين درها باشند، بدون ولايت جز مسير ضلالت نميپيمايند، و در اين ميان بين مهندس و دكتر و روحاني و حوزوي و ديگران فرقي نيست. جمهوري اسلامي منهاي ولايت فقيه هيچ نيست، مشروعيت نظام و مسئولين تنها از مجراي ولايت فقيه تحقق مييابد.
مشاركت 85 درصدي مردم در انتخابات اخير راي آري به جمهوري اسلامي، ولايت فقيه و قانون اساسي بود و 24 ميليون نفري كه به رييس جمهور منتخب راي داند، به شعارهاي انقلاب اسلامي و ولايتپذيري و حمايتهاي رهبري از پايبندي به اصول انقلاب راي دادند، و انتظار آنها از رييسجمهور منتخب، پايبندي به ولايت به عنوان محوريترين عنصر در تفكر اسلام، در نظر و عمل است. 24 ميليون نفر به رويكردهاي ناكارامد و افراد مسئلهدار راي ندادند. 24 ميليون نفر به عدم تمكين به ولايت راي ندادند. و همه هزينهاي كه براي پاسداري از راي مستضعفين بعد از انتخابات پرداخت شد، و مهمترين عامل ايستادنها مقابل آشوبطلبان و تشكيككنندگان در سلامت انتخابات، پايبندي به قانون و تمكين به ولايت فقيه بود.
عدم تمكين به نظر رهبري، پشت گوش انداختن آن، طي كردن مسيري غير از آن، براي اين 24 ميليون نفر غير قابل توجيه است. مردم ايران نشان دادهاند، تا آن جايي با جريانها و افراد هستند كه در طريق ولايت باشند، و هر سابقه علمي و عملي، مبارزاتي و انقلابي، خدمت و سازندگي و.... با عدم تمكين به همين يك اصل، براي مردم هيچ مي شود. حق با اعمال و اصول شناخته مي شود نه با افراد و سوابق آنان. البته اين كه افراد نظر شخصي خويش را داشته باشند، و بر آن اصرار هم بورزند، اگر بر اساس اصول صورت بگيرد، پذيرفتني است، اما وقتي كه ولايت به عنوان فصلالخطاب همه افراد و جريانات و گروها به صحنه ميآيند، مسئله از اساس تفاوت ميكند، اين جاست كه ولايتپذيران حقيقي، ضمن حفظ نظر شخصي خويش، فورا و بدون هيچ گونه درنگ، تفسير به راي، مولوي و ارشادي كردن، بهانه، خودرايي و... به امر ولايت گردن مينهند و به دنبال اجرايي كردن آن ميروند.
مراسم گرامیداشت یاد و خاطره 4 دیپلمات اسیر و دربند رژیم صهیونیستی به همت کانون فرهنگی حاج احمد متوسلیان با سخنرانی مهندس حاج سعید قاسمی برگزار شد. این مراسم بهمناسبت پاسداشت اسارت احمد متوسلیان، سید محسن موسوی، تقی رستگار و کاظم اخوان در 12 تیر 1361 بهدست نیروهای مزدور رژیم صهیونیستی در پست بازرسی حاجز برباره در 40 کیلومتری شهر بیروت برگزار شد. 4 دیپلماتی که با گذشت 27 سال از اسارت آنها، هنوز هم سرنوشتاشان در هاله ای از ابهام قرار داشته و نامعلوم است.
قاسمی سخنانش را با شعر "ای وای بر اسیر کز یاد رفته باشد، در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد"، آغاز کرد و ادامه داد: احمد برگ زرین دفاع مقدس ماست. همه شهدای ما و فرماندهان شهید ما هرکدام عطر و بویی دارند اما احمد واجد خصوصیاتی بود که او را از دیگر فرماندهان جنگ متمایز می کرد. احمد ویژگیای داشت که تمام بچه های جنگ به او مدیونند و همین طور ظلمی به او شده است که او را غریب تر و مظلوم تر نموده است. اگر از من بپرسند که بهترین تعبیر درباره احمد متوسلیان چیست، در پاسخ از تعابیر زیارت عاشورا استفاده خواهم کرد و خواهم گفت که احمد "والوتر الموتور" 10 سال دفاع مقدس ماست.


البته اقدام به پاك كردن تصاوير شهدا از روي ديوارهاي شهر تهران و جايگزيني تصاويري از طبيعت و يا نمادهاي مختلف در گذشته نيز مسبوق به سابقه بوده است.
براي مثال ميتوان به تصوير ديواري چند تن از زنان شهادت طلب فلسطيني واقع در خيابان شهيد بهشتي اشاره كرد كه در همان موقع بسيار مورد توجه رسانهها قرار گرفت.

با دلی پر خون و قلبی شكسته چند كلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشتهاید كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم میدانم؛ خدا را در نظر میگیرم و مسائلی را گوشزد میكنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از كانال آنها به منافقین میسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید.
نامهها و سخنرانیهای منافقین كه به وسیله شما از رسانههای گروهی به مردم میرسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خونهای پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را سادهلوح میدانستم كه مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلكرده كه مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر این گونه كارهاتان را ادامه دهید مسلما تكلیف دیگری دارم و میدانید كه از تكلیف خود سرپیچی نمیكنم.
من يك وقتى، چند سال قبل از اين به عنوان هشدار، اينجا گفتم كه رسانهها و دستگاههاى تبليغاتى و اطلاعاتىِ وابستهى به استكبار، ميداندارترين عناصر دشمنان استقلال ملتها براى به آشوب كشيدن ملتها هستند؛ براى اينكه اينها را از مسيرى كه دارند حركت ميكنند، منصرف كنند. و چند تا كشور را مثال زدم. خوب، امروز نسبت به آن چند سال قبل كه ما اين حرف را زديم، وسائل ارتباطاتى خيلى گستردهتر، وسيعتر، همگانىتر و متنوعتر شده است. دشمنان دارند كار ميكنند، آن وقت ميگويند ما هيچ كارى نميكنيم! ما هيچ اقدامى نميكنيم! دستورالعملهايشان براى گروههاى غافل و نادانِ اغتشاشگر توى رسانههاى خودشان به طور علنى دارد پخش ميشود: اينجورى با پليس درگير بشويد؛ اينجورى عليه بسيج حرف بزنيد؛ اينجورى توى خيابان اغتشاش ايجاد كنيد؛ اينجورى تخريب كنيد؛ اينجورى آتش بزنيد؛ اينها دخالت نيست؟ از اين دخالت واضحتر؟ علنىتر؟ اين را مردم ما به چشم ديدند. اينها براى ملت ما تجربه است. اشتباه است اگر كسى خيال كند كه يك گروه معدود، آن هم در تهران، فرض بفرمائيد به ظرف زبالهى شهردارى تعرض ميكند - زورش به او ميرسد - يا فرض كنيد به اموال مردم - به موتورسيكلتشان، به ماشينشان، به بانكشان، به دكانشان - تعرض ميكند، اين مردمند؛ نه، مردم نيستند. بله، بلندگوى استكبارى وقتى ميخواهد از اينها حمايت كند، ميگويد مردم. اينها مردمند؟! مردم آن ميليونهائى هستند كه تا اين اغتشاشگران را، اين مفسدين را در صحنه مىبينند، كنار ميكشند و آنها را با نفرت نگاه ميكنند؛ برهمزنندگان امنيت عمومى را، آرامش اجتماعى را با انزجار نگاه ميكنند.

هر كسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامهى ملت ايران انسان منفورى است؛ هر كه ميخواهد باشد. هر هدفى را كه اين ملت بخواهد به آن برسد، در سايهى آرامش و امنيت خواهد رسيد. وقتى امنيت بود، تحصيل هم هست، علم هم هست، پيشرفت هم هست، صنعت هم هست، ثروت هم هست، آسايش گوناگون هم هست، عبادت هم هست؛ دنيا و آخرت در سايهى امنيت وجود دارد. وقتى ناامنى ايجاد شد، همهى اينها مخدوش ميشود. به هم زدن امنيت يك ملت بزرگترين گناهى است كه ممكن است كسى مرتكب بشود. اين را البته آن كسى كه مأمور است، مزدور است، او كه حرف گوش نميكند؛ خطاب ما به او نيست؛ خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند.
بسمالله الرحمن الرحيم
اللهم نرغب اليك في دوله كريمه تعز به الاسلام و اهله و تذل به النقاق و اهله

"حمد باد خداوندي را كه آفريدگار بندگان است و گستراننده زمين است و روانكننده آبهاست به پستيها و روياننده گياهان است بر بلنديها، اوليتش را آغازي نيست و ازليتش را پاياني نيست. اول است بيهيچ زوالي، باقي است بيهيچ مدتي. پيشانيها در برابر او بر خاكند و لبها به ذكر وحدانيت او در جنبش. "
با اين مقدمه اجازه ميخواهم عرض كنم: يا صاحب الزمان سلام عليكم
سلام خدا و ملائك بر تو و بر پدران طيب و طاهرت. سلام بر جد بزرگوارت، پيامبر اعظم و بر جد مظلومت شير خدا امير مومنان. سلام بر جد مظلومه پهلو شكستهات؛ اول شهيده راه ولايت حضرت زهرا، سلام بر عموي دل شكسته مغموم و مظلوم و مسمومت امام مجتبي، سلام بر پدر غريب و مظلوم و لب تشنهات سيدالشهداء و بر خون پاك او و خاندان شهيد و اصحاب بينظيرش. سلام بر پدران معصوم و مظلوم و شهيدت از امام سجاد تا امام حسن عسگري، سلام بر نايب بزرگوارت خميني بتشكن، سلام بر شهيدان اسلام از عصر رسولالله (ص) تا عصر روحالله و تا امروز، عصر سيد مظلوم و استوار نائبت سيد علي خامنهاي عزيز و سلامت بر امت مسلمان و امت خاص و آزادهات ايرانيان سرافراز، مراجع عظام تقليد، روحانيت معزز و خانواده بزرگوار شهيدان و ايثارگران.
مهدي جان، آقا! ميدانيم آنچه تو ميداني . تو شاهد و ناظر مايي و در ميان مايي. اما دلمان ميخواهد با شما درد دل كنيم، با روح بلند خميني كبير، با ارواح مطهر شهيدان، با نائبت خامنهاي عزيز. ميدانم آنچه ميگويم در برابر آنچه بر شما اهل بيت عصمت و طهارت گذشت و آنچه بر خميني كبير گذشت و آنچه بر خامنهاي بزرگوار ميگذرد چيزي نيست. آيا در طول تاريخ ميتوان كسي يا كساني را يافت كه بيش از خاندان پاك شما سابقه شهادت، آزادگي، جانبازي و ايثار داشته باشد؟ و بيش از شما ظلم ديده باشد؟ هرگز، هرگز! هنوز صداي علي (ع) در گوشمان است كه ميفرمود: "به خدا سوگند كه از انتساب هيچ منكري به من خودداري ننمودند و در رفتار ميان من و خود رعايت انصاف نكردند. "
ايشان حقي را طلب ميكنند كه خود آن را واگذاشتند و خوني را ميخواهند كه خود آن را ريختهاند و امام خميني (ره) در برابر موج ترورهاي يارانش فرمود: ما را بكشيد، ملت ما را بيدارتر ميشود و خامنهاي عزيز در برابر آنان ايستاد و فرمود: «ما در برابر شما كاري حسيني خواهيم كرد» و جان خود را براي فدا كردن براي شما و دين جدتان، ناقابل خواند.
با وجود اين، يا صاحب الزمان باز ميخواهم با شما سخن بگويم و حرفهايم را با شما در ميان بگذارم. آري در عهد الست با خداي مهربان پيمان بسته بودم كه با روح الله باشم. با عشق به خاندان پاك شما پرورش يافتم، در همان دوران سياه دينستيزي ستمشاهي، روحانيون عزيز و پاك دامن به ما ياد دادند كه امام زمان داريم. او خواهد آمد، ظلم و ظالمان را درهم ميكوبد، داد مظلومان را ميگيرد، عدل و داد بر پا ميكند و جهان را آباد ميكند، پس آگاهانه منتظرش باش. به من آموختند كه در غياب او نائبش را درياب. از همان طفوليت براي مظلوميت جدت امام حسين (ع) سينه زدم، زنجير زدم و بر غربت و مظلوميتش اشك ريختم. آموختم كه تاريخ تكرارشدني است و عبرتهاي عاشورا راه نجات. روزگار نوجواني و آغاز جوانيام در سپيده روزگار سپري شد، تا آن كه حسين زمان خروشيد، ولايت فقيه در چهره نوراني امام خميني (ره) طلوع كرد و انقلاب شد. من و همه كسانم به ميدان آمديم. اگر چه عاشورايي ديگر به پا شد، اما ملت ايران نگذارد حسين تنها بماند. هزينه داديم. برادران و خواهرانم را به زندان افكندند. پدران و مادران و برادران و خواهرانم را در ميدان ژاله كشتند. به فيضيه و دانشگاه حمله كردند و برادران دانشآموزم را در 13 آبانها به رگبار بستند. اما ايستاديم. تا سرانجام خونهاي ما ايرانيان بر شمشيرهاي يزيديان زمان پيروز شد.
خميني روح خدا بازگشت و بر قلبهاي من و همه كسانم در سرتاسر سرزمين شهيدان فرود آمد؛ ياريش كرديم و به عهد خويش وفادار مانديم تا فجر انقلاب دميد و حكومت حق طلوع كرد. خميني خبرگان ملت را خواند و قانون اساسي را برآوردند و ميثاق ميان ملت ما كردند، جمهوري اسلامي ايران قد برافراشت. امام به سرعت ابتكارات خدمت به محرومان و ايثارگران را به صدور احكام مبارك تشكيل بنياد شهيد، كميته امداد و جهاد سازندگي به ميدان آوردند و مردم مشغول خدمت و سازندگي شدند و با روشنبيني براي پاسداري از انقلاب، سپاه را تشكيل و جوانان را به بسيج فراخواندند.
مهدي جان! هنوز شهد شيرين پيروزي انقلاب و خدمت به محرومان در كاممان ننشسته بود كه تمام شرك و كفر و نفاق از استكبار غرب و شرق گرفته تا مزدوران منطقهاي و عوامل خودفروخته داخلي آنها در برابر اين نظر نوپاي حق، جبهه گرفته و جنگ احزاب تازهاي با پا كردند. براي استكبار و در راس آن آمريكا اين دشمن سرسخت بشريت و آزادگي، نه تنها از دست دادن منابع و ثروت ايران، بلكه ايجاد كانون اميد و آزادي براي مسلمانان و تمام مستضعفان جهان، خاري بود كه در چشم مستكبران فرو رفته بود.
هنوز جشن و شادي انقلاب در ميان بود كه آمريكا و غرب و احزاب شرك و كفر و نفاق به فرمان اربابان خود هر گوشه ايران را، كردستان را، گنبد را، خوزستان را، آمل را، تهران را و ... را به صحنههاي سخت جنگ رواني و تجزيهطلبي و در واقع با هدف، نابودي انقلاب اسلامي و نظام تبديل كردند. اما ملت ايران از پير و جوان و زن و مرد بسيج شدند. چون امام فرموده بود من و ما به صحنه آمديم. من و ما به دفاع از امام و انقلاب برخاستيم و شعارمان اين بود تا خون در رگ ماست، خميني رهبر ماست و خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست.
از آن پس حزباللهي و بسيجي خوانده شديم و از اين افتخار احساس غرور ميكرديم. منافقان و مرتدان ديدند تا من و ما به عشق تو "يا صاحب الزمان " و به عشق نائبت خميني در صحنه ايستادهايم راه به جايي نخواهند برد، بر ما يورش آوردند و تا توانستند توهين و تحقير و ناسزا نثارمان كردند. حزباللهي و بسيجي را مورد حملات نيرنگ و چماق و تفنگ قرار دادند.
(دنباله متن در ادامه مطلب)